جستجو نقشه English
بازگشت

سارینا اسماعیل‌زاده

سن
۱۶
آغاز
۱۱ تیر ۱۳۸۵
پرواز
۱ مهر ۱۴۰۱
مکان
کرج، البرز

داستان

سارینا اسماعیل‌زاده، وبلاگ‌نویس و تولیدکننده محتوای ۱۶ ساله ایرانی، متولد سال ۲۰۰۶، دختری پرشور و سرزنده بود. او پس از فوت زودهنگام پدرش، توسط مادرش و در کنار برادر بزرگترش بزرگ شد و دانش‌آموزی با استعداد در کرج بود که به زبان‌های انگلیسی و فرانسوی تسلط داشت. سارینا رویاهای معصومانه‌ای برای تبدیل شدن به یک تولیدکننده محتوا در یوتیوب داشت و ویدئوهایی درباره رویدادهای روزمره مانند سفرهای خانوادگی و پخت پیتزا منتشر می‌کرد. نکته مهم این است که ویدئوهای او همچنین شامل افکار دقیقش درباره وضعیت زنان ایرانی و ایرانیان به طور کلی تحت حکومت استبدادی بود. او اغلب در ویدئوهای خود که خودش تولید می‌کرد، بدون حجاب ظاهر می‌شد و شخصیتی رنگارنگ را به نمایش می‌گذاشت که قوانین سرکوبگر مذهبی و فرهنگی ایران را به چالش می‌کشید. ویدئوهای او دردش را از دیدن همسالانش در کشورهای دیگر که از زندگی و آزادی لذت می‌بردند، بیان می‌کرد و محرومیت بسیاری از جوانان ایرانی را به دلیل محدودیت‌های اینترنتی و کنترل رژیم برجسته می‌ساخت. او پس از امتحانات مدرسه به طور مشهوری گفت: «هیچ چیز بهتر از آزادی نیست» و اشاره کرد: «ما مثل نسل قبلی ۲۰ سال پیش نیستیم که نمی‌دانستند زندگی در خارج از ایران چگونه است.» در آخرین ویدئوی شناخته شده‌اش در تلگرام، او با آهنگ «Take Me to Church» از هوزیر همخوانی می‌کرد و با حسرت می‌گفت: «وطنم مثل تبعید است.»

در سپتامبر ۲۰۲۲، سارینا که تحت تأثیر مرگ مهسا امینی قرار گرفته بود، به اعتراضات علیه رژیم استبدادی پیوست. در تاریخ ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۲، او به طرز غم‌انگیزی توسط مقامات ایرانی در جریان این اعتراضات در محله گوهردشت کرج، استان البرز، به قتل رسید. بر اساس گزارش سازمان‌های حقوق بشری مانند عفو بین‌الملل و حقوق بشر ایران، او بر اثر ضربات شدید باتوم نیروهای امنیتی به سرش جان باخت. خانواده‌اش توسط دوستانش از مرگ او مطلع شدند و متعاقباً تحت فشار شدید نیروهای امنیتی و اطلاعاتی قرار گرفتند تا سکوت کنند و روایت ساختگی مقامات را مبنی بر اینکه او با پریدن از ساختمان خودکشی کرده است، تأیید کنند. این سرپوش‌گذاری شامل پخش ویدئویی مورد مناقشه توسط خبرگزاری تسنیم با حضور مادرش، مصادره گواهی فوت او، نظارت بر تلفن‌های خانواده و عدم دسترسی وکیلشان به پرونده تحقیقات بود. حساب‌های آنلاین شخصی او پس از مرگش دستکاری شدند تا او را افسرده نشان دهند، در حالی که کانال یوتیوب او گواهی بر روحیه سرزنده‌اش باقی ماند. مرگ سارینا، مانند مرگ مهسا امینی، نقطه بی‌بازگشتی برای بسیاری از ایرانیان بود و الهام‌بخش اقدامات بیشتر نافرمانی و اعتراض شد و او به نمادی از «جوانی از دست رفته و شادی سرکوب شده» تبدیل گشت. یاد او از طریق نقاشی‌های دیواری، تقدیر عفو بین‌الملل بریتانیا در سالروز تولدش و یک آهنگ ادای احترام توسط گروه راک ایرلندی U2 گرامی داشته می‌شود.