حسین رادی، غواص و آتشنشان ۲۴ ساله اهل نجفآباد اصفهان، چند ماه پیش از کشته شدن برای کار به ارمنستان رفته بود. نزدیکانش میگویند او چند روز پیش از اعتراضات دیماه برای دیدار با خانواده به شهرش بازگشت. فعالیت رادی میان اعماق آب و دل آتش در جریان بود. او در صفحه اینستاگرامش از زیباییهای ناشناخته دریا مینوشت؛ از سکوت، از تاریکی و از جایی که باید نفس را نگه داشت تا زنده ماند. دوستانش میگویند روحیهای آرام و در عین حال جسور داشت. کسی که هم به دل خطر میرفت و هم از تنهایی و سکوت لذت میبرد. غواصی برای او فقط یک مهارت نبود، بلکه بخشی از نگاهش به زندگی بود.
در ۱۹ دیماه، او حضور در خیابان را انتخاب کرد. رادی در خیابان میرداماد نجفآباد، به میان جمعیت معترضان رفت و در لحظاتی که تلاش میکرد چند معترض جوان را از دست نیروهای امنیتی دور کند، از بالای مسجد به سمتش شلیک شد. دو گلوله جنگی به قفسه سینهاش اصابت کرد. دوستانش با عجله او را به کلینیک هاتف رساندند اما به دلیل عدم پذیرش، به بیمارستان منتظری منتقل شد. در آنجا پیکرش بهصورت پنهانی بهوسیله نیروهای حکومتی ربوده شد و خانواده برای چند روز، هیچ اطلاعی از سرنوشتش نداشتند. در این مدت، به گفته نزدیکان، تماسهایی با خانواده برقرار و گفته میشد که حسین زنده است و در بازداشت به سر میبرد؛ روایتی که تنها به سردرگمی و فشار روانی بیشتر انجامید. در نهایت، پس از حدود یک هفته، پیکر او با شرایطی خاص و با گرفتن تعهد از خانواده تحویل داده شد.
رادی در خانوادهای بزرگ شد که سابقه حضور در جنگ را دارد؛ عمویش در جنگ ایران و عراق کشته شد و پدرش نیز از مجروحان همان جنگ است.