جستجو نقشه English
بازگشت

تانیا عباسی

سن
۲۱
آغاز
۱۵ آذر ۱۳۸۳
پرواز
۱۸ دی ۱۴۰۴
مکان
تهران، تهران

داستان

جاویدنام تانیا عباسی، با نام کامل تانیا عباس‌اوغلی فخرآور، متولد ۱۵ آذر ۱۳۸۳ (۵ دسامبر ۲۰۰۴) بود. او ۲۱ ساله، اهل تهران و ساکن مهرشهر کرج بود. تانیا دانشجوی رشته حسابداری دانشگاه شهید رجایی کرج و از علاقه‌مندان جدی ورزش والیبال بود که آرزو داشت در مسابقات حرفه‌ای شرکت کند و در این رشته پیشرفت کند.

تانیا تنها یک ماه پس از تولد، پدرش را برای همیشه از دست داد و از چهار سالگی، او و مادرش تنها در کنار هم زندگی کردند. مادرش او را دختری صبور، مهربان و مسئولیت‌پذیر توصیف کرده است.

شب ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ (۸ ژانویه ۲۰۲۶)، تانیا و مادرش برای شرکت در اعتراضات به هفت‌حوض تهران رفتند. وقتی مادرش از او خواست در خانه بماند، تانیا در پاسخ گفت: "مگر خون من از بقیه رنگین‌تر است؟ برویم و حقمان را بگیریم. فردای آزادی بتوانیم بگوییم ما هم سهمی داشتیم."

در مسیر بازگشت به خانه، تانیا از پشت سر با شلیک مستقیم گلوله جنگی توسط نیروهای سرکوبگر رژیم جمهوری اسلامی به سرش هدف قرار گرفت. دستش در دست مادرش بود. به دلیل فضای امنیتی شدید حاکم بر خیابان‌ها و بیمارستان‌ها، مادرش با دشواری فراوان نتوانست او را به موقع به بیمارستان برساند و چندین بار با نیروهای امنیتی مواجه شدند. اگرچه او به بیمارستان‌های الغدیر و شهدای تجریش منتقل شد، اما متاسفانه از پذیرش او خودداری شد و زمانی که به بیمارستان شهدای تجریش رسیدند، دیگر دیر شده بود. تانیا عباسی در آغوش مادرش جان باخت و آخرین جمله‌ای که از او شنیدند این بود: "مامان، گشنمه... بریم شام بخوریم."

پیکر او پس از سه روز در پزشکی قانونی پیدا شد. ابتدا به خانواده گفته بودند که فردا برای تحویل او مراجعه کنند، اما بعداً اعلام کردند که باید به کهریزک بروند. خانواده‌اش سه روز تمام در جست‌وجوی او در میان صدها پیکر بودند تا سرانجام او را پیدا کرده و به خاک سپردند. مراسم خاکسپاری نیز در فضایی آکنده از فشار و تهدید برگزار شد و اجازه برگزاری مراسم عمومی نداشتند و همواره تحت فشار بودند تا سکوت کنند.

مادر تانیا همچنان در سوگ اوست و به دنبال عدالت است. او می‌گوید: "اونشب بغل دستت بودم مامان، چرا اون تیر به من نخورد… چرا دردت به جونِ من نخورد که بمیرم و اینطور نمبینمت… چرا وقتی من بودم تو باید درد می‌کشیدی… تنها دلیلی که هنوز هستم گرفتنِ انتقام و نابودیِ بانیان این قتل‌عامه، از کسی که دستور داد تا کسی که تو رو نشونه گرفت…. نمیبخشم کسی که این کشتار رو عادی کنه و پا رو خون تو و تمام عزیزانی که کشته شدن بزاره تا ابد در قلب و جانِ منی🖤"

منابع و مراجع