داستان
حسین حیدری در تاریخ ۲۰ آذر ماه ۱۳۹۸، در جریان اعتراضات سراسری در ایران، در سن ۲۶ سالگی کشته شد. او متولد ۸ تیر ماه ۱۳۷۲ بود، فرزند ناصر و دارای یک خواهر بود. او مجرد، ترک قشقایی از طایفه دره شوری و ساکن شیراز بود.
با شروع اعتراضات سراسری در آبان ماه ۱۳۹۸ به دلیل گرانی ناگهانی قیمت بنزین، حسین که از وضعیت کشور ناراضی بود، به هموطنان معترض خود در خیابانها پیوست تا اعتراض خود را فریاد بزند. در روز ۲۵ آبان ماه ۱۳۹۸، او در تجمع شهرک والفجر شیراز حضور داشت که نیروهای سرکوبگر وحشیانه به سمت معترضان حمله کردند. آنها مردم بیدفاع را با گلولههای جنگی هدف قرار میدادند. ناگهان یک تکتیرانداز مزدور سپاه او را نشانه گرفت و به سمتش شلیک کرد. گلوله به او اصابت کرد و مجروح شد و کف خیابان افتاد.
مردم بدن نیمهجان او را به بیمارستان رساندند. اما نیروهای امنیتی در آنجا اجازه بستری شدن او را به خانوادهاش ندادند، بنابراین او به خانه منتقل شد. به مدت ۲۵ روز با درد و رنج سر کرد، اما حالش رو به وخامت گذاشت و سرانجام در سحرگاه چهارشنبه ۲۰ آذر ماه ۱۳۹۸ بر اثر شدت جراحات وارده و عوارض ناشی از آن چشم از دنیا فرو بست.
پیکر بیجان او در تاریخ یکشنبه ۲۴ آذر ماه ۱۳۹۸ در بهشت زهرای قصر قمشه شیراز مظلومانه به خاک سپرده شد. مراسم سوم و هفتم او نیز همان روز در مسجد المهدی در شهرک قصر قمشه برگزار شد.
مادرش برای او نوشت: «حسین جان ... چرا مادر و پدر و خواهرت را داغدار کردی؟ کوه و دشت برای حسین جوان گریه میکند. پدرت میگوید آرزویم دیدن رخت دامادی بر تن تو بود. چه کسی فکرش را میکرد که قبر و کفن لباس حجله ی تو شود… حسین جان تو به پدرانت خدمت کردی. مادر و خواهر و کل قوم گریه میکند برای تو. حسین جان اگر میدانستم چه کسی تو را در خون سرخت غرق کرد طوری انتقام میگرفتم تا جگر مادرش بسوزد. حسین جان تو به مادرت خدمت کردی…»
حسین در پیام پایانی خود از هموطنانش خواست: «هموطن، من یکی از جانباختههای گمنامم… رژیم جنایتکار منو به جرم اعتراض مسالمتآمیز به قتل رسوند، نذار خون به ناحق ریخته شده من پایمال بشه. برای زندگی بهتری که لیاقتشو داری بجنگ، پیروزی نزدیکه اگه با هم متحد باشین! روز آزادی وطن از منم یاد کن که مظلومانه زیر خروارها خاک آرمیدم…»