داستان
سجاد رحیمی، معلم هنرستان و مهندس کامپیوتر ۳۶ ساله اهل قشم، در جریان اعتراضات سراسری ضد دولتی در مرودشت، استان فارس، در تاریخ ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ (۹ ژانویه ۲۰۲۶) کشته شد. سجاد که اصالتاً اهل مرودشت و از ایل باصری بود، در زمان وقوع اعتراضات در مرخصی در زادگاهش به سر میبرد. او تصمیم گرفت در آخرین شب حضورش در خانه، پیش از بازگشت به قشم، در اعتراضات شرکت کند.
عصر روز ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴، سجاد توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی با گلوله جنگی هدف قرار گرفت. او که از "تیر خلاص" نیروهای امنیتی واهمه داشت، از دوستانش خواست که او را مستقیماً به بیمارستان نبرند و ابتدا خانوادهاش را مطلع کنند. خانوادهاش سپس او را به بیمارستان منتقل کردند، اما او بر اثر خونریزی شدید ناشی از جراحت عمیق جان باخت. به گفته پزشک، اگر سجاد تنها ده دقیقه زودتر به بیمارستان رسیده بود، احتمالاً زنده میماند.
به دلیل جایگاه محترم پدرش به عنوان ریشسفید قبیله، مقامات با تحویل پیکر سجاد تحت شرایط سخت موافقت کردند. از خانواده خواسته شد که مراسم خاکسپاری را با حضور تعداد محدودی از بستگان نزدیک برگزار کنند و علناً اعلام کنند که سجاد توسط "تروریستها" کشته شده است. خانواده با محدودیتهای مراسم خاکسپاری موافقت کردند، اما از بیان اظهارات دروغین درباره عاملان خودداری کردند. در نتیجه، سجاد تحت تدابیر شدید امنیتی و با حضور تنها تعداد کمی از بستگان به خاک سپرده شد و مادرش و دیگر اعضای خانواده مجبور شدند از دور نظارهگر باشند. برادرش، پرویز، اشاره کرد که در کنار قبر سجاد، دو قبر ناشناس دیگر بدون نام و نشان وجود دارد که احتمالاً متعلق به قربانیان دیگری هستند که شناسایی نشدهاند.
از آن زمان، خانواده سجاد تحت فشار شدید نهادهای امنیتی قرار گرفتهاند و برای تلاش برای عزاداری آزادانه، ذکر نام او یا برگزاری مراسم یادبود، با تهدید و احضار مواجه شدهاند. برادرش او را "جوانی مهربان، دلسوز و شجاع توصیف کرد که مانند بسیاری دیگر، به دنبال آزادی، کرامت انسانی و رفاه برای مردم ایران بود. او علیه نابرابری، فساد و تبعیض سیستماتیک اعتراض میکرد." خانواده مجبورند غم خود را در سکوت و ترس تحمل کنند.