داستان
جاویدنام فرزین معروفی، جوانی ۱۹ ساله، دانشجوی رشته مدیریت بازرگانی و کارمند یک شرکت بیمه بود. او مجرد و ساکن تهران بود. فرزین دانشجویی آرزومند و عاشق آشپزی و خوانندگی بود و تنها فرزند خانوادهاش به شمار میرفت. او آرزوی راهاندازی رستورانی با پدرش را در سر داشت.
در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۱، فرزین معروفی در شهرک اکباتان تهران، در جریان شادی مردمی پس از باخت تیم ملی ایران به آمریکا در جام جهانی، توسط نیروهای سرکوبگر هدف گلوله قرار گرفت. او بر اثر اصابت گلوله به سر، با لبخند بر لب کشته شد. فرزین نماد جوانی پر از امید بود که جرمش فقط شادی برای ایران محسوب میشد.