عادل کیانپور در تاریخ ۲۵ مرداد ۱۳۶۳ در بیمارستان رازی اهواز متولد شد. او اصالتاً اهل مسجد سلیمان و از لرهای ایل بختیاری طایفه راکی بود. والدینش قیصر و پری (که از کودکی فریده صدایش میکردند) نام داشتند. او دو خواهر به نامهای آذر و آزیتا و یک برادر به نام امین داشت. خواهرانش ساکن تهران بودند، اما عادل، امین و مادرشان در اهواز زندگی میکردند. پدرش که پیمانکار شرکت نفت بود، در سال ۱۳۷۶ به دلیل مشکل قلبی و پس از عمل بایپس قلب درگذشت. عادل متأهل بود اما فرزندی نداشت. او صاحب یک مغازه موبایلفروشی بود و مدتی در شرکت نفت و اخیراً به عنوان مهندس کنترل برق صنعت در شرکت نورد لوله کار میکرد.
عادل به مدت یک سال عضو گروه پارت آزادی کردستان بود. پس از اعدام دو کرد بیگناه، او به عراق رفت. بعد از یک سال، وقتی متوجه شد فریب خورده است، از آنجا فرار کرد و درمهر ۱۳۹۸ پس از ورود به ایران از مرز زمینی با کردستان عراق، خود را تسلیم مأموران مرزی کرد. او بلافاصله دستگیر و به اطلاعات پیرانشهر منتقل شد و به اتهام عضویت در جمعیتهای معارض نظام مورد بازجویی قرار گرفت. اما بعداً تبرئه و آزاد شد، جریمه مقرر را پرداخت کرد و به اهواز بازگشت. او به مدت شش ماه در شرکت نورد لوله مشغول به کار بود.
در تاریخ ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۹، عصر هنگام بازگشت عادل از محل کار به خانه، مأموران اطلاعات اهواز در کمین او بودند و به خانهاش ریختند و او را بازداشت کردند. او به مدت دو ماه برای اعترافات اجباری تحت شکنجههای شدید قرار گرفت. خانوادهاش چهار ماه از او بیخبر بودند تا اینکه توانست با آنها تماس بگیرد و خبر دهد که در بازداشت اطلاعات است. او به مدت پنج ماه ممنوعالملاقات بود. اتهامات او شامل تبلیغ علیه نظام، تبلیغ به سود گروههای مخالف، تشویش اذهان عمومی به قصد برهم زدن امنیت ملی و حمل و نگهداری دو قبضه سلاح جنگی بود. نهایتاً پس از انجام بازجوییها، به سه سال حبس محکوم و به زندان شیبان اهواز منتقل شد. همسرش پس از زندانی شدن او از وی جدا شد. در دوران بازجویی به او اجازه داشتن وکیل داده نشد، به همین دلیل «دکتر دادخواه»، وکیل حقوق بشری در تهران، لایحه مینوشت و خانوادهاش آن را به زندان اهواز برای او میآوردند تا بتواند از خود دفاع کند. عادل چندین بار اعتصاب غذا کرد، اما به او اعتنایی نشد و وعدههای توخالی به او دادند. او در یک کلیپ از داخل زندان خطاب به «اژهای» گفت: «مگر نگفتید هر کس خارج کشور هست ما کمک میکنیم به زندگی برگردد؟ منظورتان از زندگی، زندگی در زندان بود؟ اینجور رفتارها را نه فراموش میکنیم و نه میبخشیم.»
پس از گذشت پنج ماه، وثیقهای به مبلغ دو میلیارد و ۲۵۰ میلیون تومان برای آزادی موقت او تعیین شد. مادرش برای گذاشتن وثیقه به دادگاه انقلاب مراجعه کرد، اما وقتی برای گرفتن کپی از سند به دکهای کنار دادگاه رفت، مأموران امنیتی سریعاً او را محاصره کردند و نگذاشتند پیش قاضی برود و در واقع او را سرگردان کردند. سپس عادل را از زندان به دادگاه بردند و به او گفتند که مادرش حق وثیقه گذاشتن ندارد. متعاقباً، او در زندان به کرونا مبتلا شد. مادرش بر اثر فشار روحی زیاد ناشی از دیدن شرایط او در زندان، سکته کرد و تارهای صوتیاش را از دست داد. با وجود وضعیت نامناسب جسمی که حتی صحبت کردن برایش بسیار دشوار بود، او در تاریخ ۱۱ مهر ۱۴۰۰ ویدیویی را در شبکههای اجتماعی منتشر کرد. در این ویدیو، او اتهامات مطرح شده علیه پسرش را واهی خواند و اعلام کرد که ۱۴ ماه از حبس عادل در زندان شیبان اهواز میگذرد و در آخرین ملاقاتش با او در تاریخ ۱۰ مهر ۱۴۰۰ متوجه شده که عادل به کرونا مبتلا شده و به دلیل عدم رسیدگی پزشکی در شرایط بد و مرگباری به سر میبرد. درخواست مستقیم مادرش از خامنهای برای کمک بیاثر بود.
در تاریخ ۴ دی ۱۴۰۰، عادل اعلام کرد: «من عادل کیانپور زندانی سیاسی در راستای اهداف منشور حقوق بشر، در برابر ظلم حاکم بر ما به نام کشور و ملت در راه عدالت و دموکراسی اعتصاب غذای خود را به صورت رسمی در تاریخ ۴ دی ۱۴۰۰ در زندان مرکزی اهواز شروع کرده و به تمام مردم و سازمانهای حقوق بشری اعلام میکنم.» اما عوامل زندان به مدت یک هفته هیچ توجه و رسیدگی به وضعیت جسمی او نکردند. در زمانی که او در اعتصاب غذا بود، مادرش چندین بار برای کمک به #نرگس_محمدی پیام فرستاد، اما دریغ از یک جواب. در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۰، حال عادل وخیم شد. او به بهداری رفت و گفت حالش بد است و درخواست سرم کرد، اما به او گفتند به دلیل تحریمها سرم ندارند. یک تزریق برای او انجام دادند، اما به محض بازگشت از بهداری به بند، حالش بد شد، حالت تهوع گرفت، افتاد و جان باخت.
پس از جان باختن عادل، مأموران اطلاعات به خانوادهاش خبر ندادند، اما یکی از همبندیهایش از داخل زندان به آنها اطلاع داد. مأموران خانوادهاش را در بیمارستانهای خمینی و ابوذر سرگردان کردند و نگفتند جسد او کجاست. خواهرش از سربازی که در آنجا کار میکرد پرسید که با جسد برادرش چه کردهاند و کجا بردهاند. آن سرباز دلش سوخت و گفت: «مأموران اطلاعات از در پشتی جنازه را بردند بیرون!» جسد به مدت سه روز تحویل داده نشد. نهایتاً خانوادهاش را تهدید کردند که تنها در صورتی جسد را تحویل میدهند که به کسی چیزی نگویند و خاکسپاری بدون سر و صدا انجام شود. پیکر بیجان عادل کیانپور در تاریخ ۱۳ دی ۱۴۰۰ در آرامستان خانوادگی روستای بهرامآباد در حومه مسجد سلیمان، با حضور گسترده نیروهای امنیتی، مظلومانه به خاک سپرده شد. نیروهای امنیتی در همه جا حضور داشتند و از حاضران در مراسم فیلم میگرفتند که منجر به درگیری شد. مراسم سوم و هفتم او نیز همزمان برگزار شد. اولین سالگرد جان باختن او در تاریخ ۸ دی ۱۴۰۱ با چهلم خواهرش آزیتا مصادف شد که بر سر مزارشان در شهرستان مسجد سلیمان، روستای بهرامآباد، در آرامستان خانوادگی برگزار شد. مادر ستمدیده او داغ سه فرزندش را به دل داشت.