عباس منصوری در تاریخ ۳۰ آبان ۱۳۸۲ در شوش، استان خوزستان، متولد شد. او فرزند علی بود و یک برادر دوقلو به نام حسین داشت. عباس استاد کنافکاری بود و گیتار مینواخت. او پسری مؤدب، خندهرو، سر به زیر، هنرمند، خلاق، زحمتکش و پرتلاش توصیف شده است.
اعتراضات سراسری پس از کشته شدن مهسا ژینا امینی در اواخر شهریور ۱۴۰۱ آغاز شد. در شب ۲۵ آبان ۱۴۰۱، همزمان با سالگرد جانباختگان آبان ۹۸، مردم به خیابانها آمدند. عباس در میدان هفت تیر، جلوی گیمنتی که پاتوق او و دوستانش بود، ایستاده و تظاهرات را تماشا میکرد. ناگهان مأموران حکومتی سر رسیدند و او را به جرم تماشای تظاهرات دستگیر کرده و به پلیس آگاهی شوش بردند.
عباس به مدت سه روز در بازداشتگاه تحت شکنجههای شدید قرار گرفت. پس از سه روز، او را به زندان دزفول منتقل کردند. در آنجا، وقتی احکام سنگین زندانیان را میخواندند، حال عباس بسیار بد شد و دچار تشنج گشت. مأموران از این فرصت استفاده کرده و داروهای ناشناختهای به او تزریق کردند و سپس با بیرحمی به او گفتند که دیگر خانوادهاش را نخواهد دید.
خانوادهاش تلاش زیادی کردند و سرانجام در تاریخ ۱۴ آذر ۱۴۰۱ با گذاشتن وثیقه موفق به آزادی او از زندان شدند. تنها یک هفته پس از آزادیاش، در تاریخ ۲۰ آذر ۱۴۰۱، عباس منصوری بر اثر شکنجههای ضد انسانی و تزریق آمپول توسط مأموران جان باخت. پس از کشته شدن او، مأموران امنیتی به خانوادهاش فشار آوردند تا علت مرگ او را خودکشی اعلام کنند. پیکر بیجان او در تاریخ ۲۲ آذر ۱۴۰۱ مظلومانه در گلزار شهدای شوش به خاک سپرده شد. اولین مراسم سالگرد او در تاریخ ۲۰ آذر ۱۴۰۲ بر سر مزارش برگزار شد. عباس علاقه زیادی به مادرش داشت و قبل از کشته شدنش در یکی از پستهای اینستاگرامش برای او نوشته بود: «از تمام دلتنگیها، از اشکها و شکایتها که بگذریم، باید اعتراف کنم مادرم که میخندد خوشبختم».